تحلیل تطبیقی تفویض اختیار در مدیریت نظامی و اجرایی ایران
- kargozin.com
- مجله کارگزینی, مطالب اختصاصی
تحلیل تطبیقی تفویض اختیار در مدیریت نظامی و اجرایی ایران
نویسنده: صیاح الدین شهدی
تحلیل تطبیقی تفویض اختیار در مدیریت نظامی و اجرایی ایران؛ درسهایی از جنگ اخیر
مجله کارگزینی – در کوران درگیریهای نظامی اخیر، دو وجه متفاوت از “تفویض اختیار” در مدیریت بحران به نمایش درآمد؛ یکی در ساختار دفاعی ایران که با وجود حملات غافلگیرکننده، کارایی خود را حفظ کرد و دیگری در سیستم مدیریتی آمریکا که آغازگر عملیات بود.
این تضاد آشکار، فرصتی مغتنم برای مقایسهای عمیق فراهم میآورد که چرا تفویض اختیار در ارکان حیاتی نظامی، ضامن تابآوری و سرعت عمل است، حال آنکه در بسیاری از دستگاههای اجرایی و حتی بخش خصوصی ایران، این اصل به چالشی بزرگ تبدیل شده و مانع از چابکی و اثربخشی میشود؟
این یادداشت، با بررسی تطبیقی این دو حوزه، به دنبال استخراج درسهای حیاتی برای ارتقاء سطح مدیریت در کشور است.
استمرار رهبری و دفاع؛ معجزه تفویض اختیار در سطوح عالی
در حمله اخیر، یکی از مهمترین ضربات دشمن، ترور فرماندهان ارشد نظامی و حتی شخص رهبر انقلاب بهعنوان فرمانده کل قوا و بالاترین مقام سیاسی کشور بود. اما آنچه رخ داد، نشان از هوشمندی نهادی در طراحی جانشینپروری و استمرار رهبری داشت.
در همان ساعات اولیه، شورای سهنفره رهبری بلافاصله تشکیل شد و تا زمان تعیین رهبر جدید (۱۸ اسفندماه)، وظایف رهبری را بدون وقفه ادامه داد. این اقدام، جلوهای از تفویض اختیار از پیش تعریفشده در عالیترین سطح حکومتی بود، بهگونهای که حتی در نبود مقام اول کشور، دفاع، فرماندهی و انسجام ملی مختل نشد.
چنین پیشبینی نهادی، در حقیقت درسی مدیریتی است برای تمام سازمانها: هیچ ساختاری بدون تعریف روشن جانشینان و تفویض دقیق اختیارات در برابر بحران تابآور نخواهد بود.
تفویض اختیار؛ ستون فقرات دفاع ملی و سرعت عمل در بحران
الف) در ایالات متحده (تصمیم از پیش تنظیمشده)
عملیات نظامی آمریکا در ساعاتی آغاز شد که رئیسجمهور آن کشور در تعطیلات آخر هفته به سر میبرد. با این حال، از پیش، تفویض اختیارات لازم به فرماندهان نظامی صورت گرفته بود و آنها مجاز بودند در شرایط اضطراری تصمیمگیری کنند.
این نمونه روشن میسازد که در سیستم نظامی آمریکا، تفویض اختیار نهتنها نشانهی اعتماد سیاسی، بلکه عنصری نهادینه و برنامهریزیشده در ساختار فرماندهی است.
به همین دلیل، حتی غیبت مقامات عالیرتبه هیچ اختلالی در تصمیمسازی ایجاد نکرد و هماهنگی ارتش دو کشور نیز در آغاز جنگ نشان داد که پیشبینی و واگذاری اختیار از پیش تعیینشده، چگونه میتواند عامل تعیینکننده در سرعت و قاطعیت عمل باشد.
ب) در ایران (تصمیم در دل بحران)
در ایران نیز، با وجود ترور فرماندهان ارشد، سلسله مراتب فرماندهی از هم نپاشید. تفویض اختیار از پیش تعریفشده به سطوح میانی و محلی موجب شد واحدهای عملیاتی به سرعت کنترل عمل را در دست بگیرند و پاسخ دفاعی منسجمی ارائه شود.
این رویداد ثابت کرد که آمادگی ساختاری برای تفویض اختیار در بحرانها، تضمینکننده استمرار عملکرد ملی است.
اینجا مرز میان دو نوع مدیریت آشکار میشود؛ «مدیریت متمرکز که در غیبت مدیر متوقف میماند» و «مدیریت توانمند که حتی در نبود او، پویاتر و کارآمدتر میشود.»
اگر چنین الگویی در میدان جنگ امکان استمرار و کارایی را فراهم کرده است، چرا در شرایط عادی و در ساختارهای اجرایی و اقتصادی، اصل تفویض اختیار تا این حد مورد مقاومت قرار میگیرد؟
چرا در مدیریت ایران تفویض اختیار مغفول مانده است؟
در ساختار اداری و بخش خصوصی کشور، هنوز نوعی ترس از واگذاری قدرت دیده میشود. بسیاری از مدیران، تفویض اختیار را از دستدادن کنترل میپندارند و ترجیح میدهند تصمیمگیری را در رأس سازمان متمرکز نگه دارند.
ریشه این پدیده را باید در فرهنگ مدیریتی سنتی ایران جستوجو کرد؛ فرهنگی که در آن، قدرت بیشتر مترادف با اقتدار شخصی تلقی میشود، نه با کارآمدی سازمانی. در نتیجه، تفویض اختیار در ذهن بسیاری از مدیران، تهدید جایگاه است و نه فرصت رشد سازمان.
پیامدهای این رویکرد بهخوبی قابل مشاهده است:
- تمرکزگرایی مخرب (تصمیمها در سلسلهمراتب بالا متوقف میشوند و فرآیندها کند میگردد)
- کاهش سرعت و بهرهوری (فرصتها از دست میرود و عملکرد تیمها افت میکند)
- تضعیف انگیزه کارکنان (احساس بیاهمیت بودن و بیاعتمادی نسبت به تواناییهای خود)
- افت خلاقیت و نوآوری (ترس از خطا و طرد، مانع بیان ایدههای تازه میشود)
- وابستگی بیش از حد به مدیران ارشد (غیبت یک مدیر میتواند کل سازمان را متوقف کند)
راهکار؛ نهادینهسازی فرهنگ تفویض اختیار
برای گذار از این وضعیت، تفویض اختیار باید بهعنوان نشانه بلوغ مدیریتی و نه ضعف تلقی شود. تحقق این تحول نیازمند اقداماتی ساختاری و فرهنگی است:
- ایجاد اعتماد دوسویه (مدیر باید در عمل نشان دهد که به زیردست خود اعتماد دارد و زیردست نیز در برابر این اعتماد پاسخگوست)
- تعیین شفاف حدود اختیارات (ابهام در مرز اختیارات، منجر به سوءتفاهم و تردید در تصمیمگیری میشود)
- آموزش مستمر تصمیمگیری و پاسخگویی (اختیار بدون مهارت، خطرناک است؛ مهارت بدون اختیار، بیثمر)
- ایجاد نظام بازخورد و نظارت هوشمند (نظارت باید جای کنترل را بگیرد و خطا بهجای تنبیه، به فرصت یادگیری تبدیل شود)
نتیجهگیری
رویدادهای اخیر نشان داد که حتی در سختترین بحرانها، تنها سازمانهایی دوام میآورند که پیشاپیش برای غیبت فرماندهان آمادهاند.
تفویض اختیار، چه در عرصه نظامی و چه در مدیریت اجرایی، عامل بنیادین تابآوری و مانع اصلی اختلال در عملکرد است.
زمان آن رسیده است که مدیران ایرانی نیز مانند فرماندهان میدان نبرد، شهامت اعتماد کردن را تمرین کنند؛ زیرا در نهایت، هیچ بحرانی خطرناکتر از بیاعتمادی در مدیریت نیست.
این یادداشت در بستر رخدادهای جاری و در اثنای یکی از دورههای پرتنش منطقهای نگاشته شده است؛ با این حال، غرض اصلی نویسنده نه داوری درباره نتایج جنگ، بلکه استخراج و تبیین اصولی از مدیریت در سطوح عالی سیاسی و نظامی است که میتواند در هر نظام و زمانی قابل تأمل باشد. تأکید این تحلیل بر سازوکارهای تفویض اختیار، اعتماد سازمانی و جانشینپروری، ناظر بر درسهایی است که از تجارب جهانی میتوان آموخت، بیآنکه به موضعگیری سیاسی یا نظامی خاصی محدود شود. / صیاح الدین شهدی – 25 اسفند 1404
اینستاگرام مجله کارگزینی
https://www.instagram.com/sayah.shahdi/?hl=fa
تلگرام مجله کارگزینی
بله مجله کارگزینی
https://ble.ir/join/7Av5Cf8ewk
ایتا مجله کارگزینی
تفویض اختیار در مدیریت تفویض اختیار در مدیریت تفویض اختیار در مدیریت تفویض اختیار در مدیریت تفویض اختیار در مدیریت تفویض اختیار در مدیریت تفویض اختیار در مدیریت تفویض اختیار در مدیریت
