مجله کارگزینی در "بله"
منوی دسته بندی

روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی در حمله موشکی به فرودگاه ایرانشهر

فهرست مطالب

روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی در حمله موشکی به فرودگاه ایرانشهر

روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی در حمله موشکی به فرودگاه ایرانشهر؛ آخرین شیفت خالد قادری

 
روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی

برادرش می‌گوید تن بی‌جان و پر از ترکش «خالد» را 40 متر دورتر از محل کارش‌ یعنی «ایستگاه هواشناسی فرودگاه ایرانشهر» پیدا کردند. «خالد قادری» کارشناس هواشناسی بود؛ پسر تحصیل‌کرده و کوچک خانواده‌ای با شش فرزند، پدر مسئولیت‌پذیر سه پسر و یک دختر و حالا تنها شهید حمله بامداد پنجشنبه 25 تیرماه به فرودگاه ایرانشهر سیستان‌و‌بلوچستان.

می‌گویند موشک مستقیم به ساختمانی اصابت کرده که او آن شب در آن شیفت داشت. از ساختمان چیزی باقی نمانده است، جز داغی بر دل یک خانواده بلوچ که در خانه‌شان حتی یک تلویزیون کوچک برای پسر هشت‌ساله خانواده وجود ندارد. دوستش «عبدالحق» می‌گوید‌ «خالد» مظلومانه زندگی کرد و مظلومانه شهید شد.

تن پر از ترکش برادر

«عبدالمجید قادری» برادر «خالد» است؛ او می‌گوید برادرش توجه زیادی به خانواده داشت: «خالد یاور پدرم بود. از زمانی که پدرم فوت کرد و حتی بعد از عروسی‌اش، دائم به مادرم سر می‌زد و صبحانه‌ها را با او می‌خورد. او خیلی به مادرمان خدمت می‌کرد.

خیال همه ما راحت بود که خالد حواسش به مادر است». او به ساعاتی قبل از رفتن «خالد» به شیفت کاری‌اش در فرودگاه اشاره می‌کند؛ شیفتی که هیچ‌گاه از آن بازنگشت: «خالد می‌گفت ایران به این بزرگی‌ است، اگر بخواهد به جایی حمله شود، ممکن است آنجا، هر جایی باشد.

اطرافیان تلاش کردند او را قانع کنند تا سر کار نرود، اما خودش می‌گفت وظیفه‌ام است، باید بروم». و رفت و نزدیک ساعت یک بامداد، به «فرودگاه ایرانشهر» حمله شد: «پسرم من را از خواب بیدار کرد و گفت بابا چابهار را زدند. من گفتم برو بخواب چون کاری از دست ما ساخته نیست. اما ناگهان دلشوره گرفتم، از اتاق بیرون آمدم و رفتم به حیاط تا به خالد زنگ بزنم. در همان لحظه صدای دو انفجار بزرگ دیگر آمد.

من با خط اول و دوم برادرم تماس گرفتم، هیچ‌کدام را جواب نداد. همان لحظه به برادرزاده‌ام گفتم ماشین را در‌بیار تا به فرودگاه برویم». آنها در همان نزدیکی فرودگاه فهمیدند که حمله به فرودگاه جدی بوده است: «کل راه را نیروهای انتظامی بسته بودند. در ایست اول گفتند حق ندارید ماشین ببرید. ما پیاده شدیم و به سمت فرودگاه رفتیم. در گیت ورود جلوی‌مان را گرفتند. من به مأمور انتظامی گفتم مادر یکی از کارمندان فرودگاه در ماشین است، اگر دست‌ خالی یا بدون خبر برگردم از نگرانی دق می‌کند.

خلاصه با بدبختی وارد شدیم و میانه راه یکی از خودروهای فرودگاه سوارمان کرد و تا ساختمان هواشناسی رفتیم». به گفته «عبدالمجید» از ساختمان 400متری «ایستگاه هواشناسی» چیزی باقی نمانده بود: «‌هرچه داد و فریاد کشیدیم پاسخی از بین آوار نیامد. امدادگران شروع به گشتن کردند و بعد از چند دقیقه، 40 متر دورتر از ساختمان گفتند جنازه‌ای پیدا شده است». آن جنازه «خالد» بود: «جنازه از ساختمان به بیرون پرتاب شده بود و دو پای خالد شکسته و کل بدنش پر از ترکش بود.

حتی یک ترکش داخل قلبش رفته بود که بیرون آوردم. تنها خوبی ماجرا برای ما از بین نرفتن کامل جنازه بود». «خالد قادری» چهار فرزند داشت؛ سه پسر و یک دختر: «پسر بزرگش امسال کنکور دارد و شهادت خالد وضعیت را برای درس‌خواندنش سخت کرده است. البته جنوب بلوچستان همیشه پر از مشکل است، ما بچه‌های این منطقه به مشکلات عادت کرده‌ایم».

آن روز زودتر سر کار رفت

«خیلی صبور و بردبار بود. همیشه خنده به لب داشت، حتی با غریبه‌ها هم می‌گفت و می‌خندید». «نجمه قادری» برادرزاده «خالد» است؛ او می‌گوید از شروع دوباره جنگ اعضای خانواده بارها تلاش کردند تا دایی‌ به محل کارش در فرودگاه نرود: «مادربزرگ من خیلی به دایی کوچکم وابسته بود. روز حادثه مرتب به دایی‌ام می‌گفت اجازه نمی‌دهم سر کار بروی، حق نداری بروی، اما پاسخ دایی این بود که وظیفه‌ و شغلم است، باید بروم».

«خالد» در آن روزها به تمام اعضای خانواده سر زده بود؛ گویی خودش هم منتظر اتفاقی بود: «چهارشنبه از صبح به همه خانواده سر زد. چهره‌‌اش فرق کرده بود. گفتم دایی امروز سفیدتر شده‌ای و خندید. زودتر از روزهای دیگر سر پستش رفت؛ همیشه ساعت هشت شب می‌رفت، آن روز ساعت 6:30 عصر به سمت فرودگاه راه افتاد».

او از زمانی می‌گوید که فهمیدند به فرودگاه حمله شده است: «تا خبر را شنیدیم، مادرم بدون حجاب و کفش سراسیمه به خیابان رفت و گفت برادرم امشب شیفت است. مرتب بر سرش می‌زد و اشک می‌ریخت. تا همین حالا مادر و مادربزرگم که به دایی بسیار وابسته بودند، غمباد گرفته‌اند، امیدشان به زندگی صفر شده و حال و حوصله ندارند». این اتفاق به شرایط تحصیلی دختر و پسر «خالد قادری» نیز آسیب زده است: «هیچ‌کس حوصله زندگی ندارد. پسردایی‌ام کنکور دارد و دختر‌دایی‌ام نیز سال یازدهم است و امتحان نهایی دارد».

موشک مستقیم به اتاق خالد اصابت کرد

«مجید خواجه‌زاده»، همکار و دوست «خالد قادری» است؛ او می‌گوید خالد از اندک کسانی بود که در رشته مرتبط با هواشناسی تحصیل کرده بود: «خالد کارشناسی ارشد اقلیم‌شناسی داشت؛ در منطقه ما خیلی از همکاران از رشته‌های دیگر در هواشناسی کار می‌کنند، اما او متخصص بود. خالد همکار بی‌حاشیه و سربه‌زیر مجموعه ما بود». «مجید» می‌گوید‌ هیچ‌کس فکر نمی‌کرد جنگ این‌قدر زود به منطقه آنها برسد: «ما تجربه جنگ قبلی را داشتیم و پروتکلی نیز برای زمانی که به فرودگاه حمله شود، داشتیم؛ اما فکر نمی‌کردیم این‌قدر سریع جنگ به منطقه ما کشیده شود و آماده نبودیم». او شیفت را به «خالد» تحویل داد و رفت: «ما در هواشناسی دو شیفت صبح و شب داریم که هرکدام 12 ساعت است.

آن روز من شیفت صبح را به خالد تحویل دادم، قبلش مدتی با هم گفت‌وگو کردیم و به خانه‌ام در نزدیکی فرودگاه رفتم. ساعت نزدیک یک بامداد بود که انفجارهایی مهیب اتفاق افتاد و خانه لرزید. همان لحظه با دیگر همکاران تماس گرفتم و فهمیدم ایستگاه هواشناسی را زده‌اند‌. ایستگاه ما یک بخش اداری و یک بخش ادواتی داشت؛ موشک مستقیم به بخش اداری که خالد در آن قرار داشت، برخورد کرده بود.

اگر موشک به جای دیگری می‌خورد یا به بخش ادوات اصابت می‌کرد، شاید خالد زنده می‌ماند؛ اما موشک مستقیم به بخش اداری اصابت کرد». او همان لحظه با شنیدن این خبر به فرودگاه رفت و دید که جنازه «خالد» در آمبولانس است. «مجید» به شرایط سخت کاری «خالد» و همکارانش اشاره می‌کند: «ما شیفت‌های طولانی 12ساعته داریم و در تعطیلات رسمی، تعطیل نیستیم. از سوی دیگر، حقوق دریافتی‌مان کفاف مخارج‌ را نمی‌دهد. خودم با 20 سال سابقه هنوز سر شیفت می‌‌ایستم».

‌فشار مالی شدید خانواده

‌«عبدالحق کلکلی‌نیا» نزدیک‌ترین دوست «خالد قادری» بود. شب حادثه «عبدالحق» از اولین کسانی بود که خبردار شد خالد شهید شده است: «نزدیک ساعت یک بامداد صدای انفجار آمد. یکی از دوستانم آتش‌نشان است و به فرودگاه رفته بود. همان‌‌جا شنیده بود که خالد قادری شیفت داشت. همان لحظه به من زنگ زد و گفت‌ چنین اتفاقی افتاده و خالد هم شهید شده است.

من با اضطراب اینکه چطور خبر را به خانواده‌اش بدهم، به سمت خانه‌شان رفتم، اما وقتی رسیدم فهمیدم برادر خالد به فرودگاه رفته و خبر را به خانواده داده است. خالد مظلومانه زندگی کرد و مظلومانه شهید شد». به گفته او، «خالد» شخصیتی بسیار منضبط و دوست‌داشتنی داشت: «خالد فقط سر کار می‌رفت و برمی‌گشت؛ انسان گوشه‌گیری بود، گاهی وقت‌ها با من وقت می‌گذراند، اصطلاحا با هرکسی بُر نمی‌خورد و زیاد اهل رفیق‌بازی نبود».

او چند شب قبل از حادثه با «خالد» دیداری داشت: «من به او گفتم چابهار را دارد می‌زند و سر کار نرو یا از خودت مراقبت کن، اما عین حرفش این بود که‌ ما نمی‌توانیم کارمان را کنار بگذاریم، نهایتا می‌زند و شهید می‌شویم دیگر». «خالد» به کار و تحصیلش اهمیت زیادی می‌داد، تا مقطع فوق‌لیسانس تحصیل کرده بود و مقالات مهمی هم نوشته بود، سر کار با مسئولیت‌پذیری بالایی برخورد می‌کرد، اما شرایط زندگی‌اش متناسب با میزان تلاشش نبود: «محل زندگی او دو اتاق بدون گچ بود. خالد با حقوق کم کارمندی، مسئولیت همسر و چهار بچه و مادرش را بر عهده داشت.

بعد از این اتفاق معاون رئیس‌جمهوری به خانه‌شان رفت. وقتی دید یکی از اتاق‌ها در این گرمای شدید کولر ندارد، دستور داد برایشان کولر بخرند. همان موقع پسر هشت‌ساله خالد صدایم کرد و گفت که عمو خانه ما تلویزیون ندارد، بگو برایمان بخرند».

«عبدالحق» می‌گوید‌ وضعیت مالی «خالد» از دوران دانشجویی‌اش بد بود: «ما هر دو دانشگاه زاهدان بودیم. او بسیار نخبه بود و در دوران کارشناسی ارشد چند مقاله منتشر کرد، اما پولی نداشت برای اینکه زندگی‌اش را بگرداند؛ پنجشنبه‌ها می‌آمد ایرانشهر و با پدرش سبزی‌خوردن از سر باغ برداشت می‌کرد و می‌فروخت. بعد که تحصیلش تمام شد، تلاش کرد در دانشگاه کاری جور کند، اما نشد و برگشت به ایرانشهر و مغازه کوچکی اجاره کرد.

در نهایت به استخدام سازمان هواشناسی در‌آمد». باقی خانواده «خالد» نیز وضعیت مالی خوبی ندارند، اما با تمام این مشکلات، او هیچ‌گاه زبان به گلایه باز نکرد: «هر بار به خانه‌شان می‌رفتیم، خنده‌رو بود. به نظر با سختی‌های زندگی خو گرفته بود». پس از شهادت، خانواده‌اش در وضعیت سختی به سر می‌برند: «هنوز نام خالد در بنیاد شهید ثبت نشده تا حقوقی به خانواده‌اش تعلق بگیرد. مسئولان که به خانه خالد آمدند، کل درخواست ما این بود که زودتر نامش در بنیاد شهید ثبت شود تا خانواده بتوانند امرار معاش کنند و به پسرش نیز که کنکور دارد کمی کمک شود». / روزنامه شرق

همچنین ببینید:

روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی

روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی در حمله موشکی به فرودگاه ایرانشهر

تصویب سازوکارهای اجرای فوق العاده خاص در شورای حقوق و دستمزد

اصلاح نظام پرداخت و جذب شایسته محور نیروی انسانی در دستور کار دولت است

آزمون استخدامی وزارت نفت 1405

آخرین اخبار آزمون استخدامی وزارت نفت 1405؛ زمان انتشار دفترچه و شرایط ثبت‌نام

فرمول جدید محاسبه مستمری بازنشستگان

فرمول جدید محاسبه مستمری بازنشستگان هنوز نهایی نشده است

احتمال افزایش 20 درصدی حقوق بازنشستگان

احتمال افزایش 20 درصدی حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی

ابطال مقررات محدودکننده جهاد دانشگاهی

ابطال مقررات محدودکننده «جهاد دانشگاهی» در حوزه ساعات کاری بانوان دارای شرایط خاص

دعوت به همکاری سازمان صدا و سیما اسفند 1404

پرداخت حقوق ماه جاری بدون مشکل انجام می‌شود

دستورالعمل نحوه فعالیت کارکنان در دستگاه‌های اجرایی در شرایط فعلی ابلاغ شد

تعطيلی مدارس و دانشگاه‌هاى استان تهران تا اطلاع ثانوی/ فعاليت دستگاه‌های اجرایی شهر و استان تهران به صورت ۵۰ درصد

حقوق خالص سال 1405 حداقل 32 درصد افزایش پیدا می‌کند

افزایش بالای 40 درصد برای حقوق زیر 40

افزایش بالای ۴۰ درصد برای حقوق زیر ۴۰ میلیون تومان

سازوکار افزایش پلکانی حقوق 1405

سازوکار افزایش پلکانی حقوق 1405 در کمیسیون تلفیق تعیین شد

افزایش حقوق و معافیت مالیاتی پلکانی

افزایش حقوق و معافیت‌های مالیاتی به‌صورت پلکانی بازطراحی می‌شود

موافقت رییس‌جمهور با اصلاح نحوه افزایش حقوق و مزایای کارکنان دولت و بازنشستگان سال ۱۴۰۵

تعطیلی روز چهارشنبه ادارات و مدارس و دانشگاه‌های استان تهران

تعطیلی روز چهارشنبه ادارات و مدارس و دانشگاه‌های استان تهران

افزایش 50 درصد حقوق و مزایا

افزایش ۵۰ درصد حقوق و مزایا در شرایط سخت معیشتی مردم باید مورد توجه قرار گیرد

افزایش 20 درصدی حقوق

افزایش ۲۰ درصدی حقوق با توجه به تورم ۴۰ تا ۴۵ درصدی پاسخگوی هزینه زندگی کارمندان نیست

برقراری فوق العاده خاص و افزایش

برقراری فوق العاده خاص و افزایش 20 درصدی حقوق ها

اینستاگرام مجله کارگزینی

https://www.instagram.com/sayah.shahdi/?hl=fa

تلگرام مجله کارگزینی

http://t.me/+eRSSofhaSpo4ZGNk

بله مجله کارگزینی

https://ble.ir/join/FpdUJWJ3av

ایتا مجله کارگزینی

https://eitaa.com/joinchat/2472476892Cc49c00e72f

روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی

روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی

روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی روایت خانواده و همکاران شهید هواشناسی

kargozin.com وب‌سایت

‫3 نظر

  • وحید برومند گفت:

    دولت با زرنگی و نامردی رقم ۵۰۰۰ امتیاز افزایش ثابت حقوق که معادل ۳۴۷۵۰۰۰ تومان بود را به ۴۵۰۰ امتیاز معادل ۳۱۲۷۰۰۰ تومان ان هم تحت عنوان فوق العاده خاص تغییر داد تا تکلیفش را در اجرای فوق العاده خاص برنامه هفتم انجام داده باشد.
    قرار بود فوق العاده خاص تا سقف ۲۵۰۰۰ امتیاز باشد جهت برقراری عدالت،از بین بردن فاصله حقوق ها،اجرا شدن برای ارگان هایی که بهره مند نبودند و …. با این حرکت دولت تمام اهداف دولت توسط خودش زیر پا گذاشته شد
    پس اون همه جلسه در سازمان اداری استخدامی برای نحوه اجرای فوق العاده خاص برای چه برگزار شد؟فقط بخاطر اینکه شما حق الجلسه ش رو دریافت کنید.

  • نصیری گفت:

    اینکه گفته شده ضریب حقوق یکسان در نظر گرفته شده یعنی چه ؟ اگر منظور این است که غیر از ۲۰ درصد افزایش که شامل همگی می‌شود مبلغ ثابتی که قرار شد به همه پرداخت شود حذف شود و بجای آن درصد افزایش بالاتر برود هدفشان افزایش حقوق نجومی خودشان است .

  • ممد گفت:

    انشالله به زکدی مردم ر از دست این حکومت ظلم و جور خلاص میشوند و شماها نیستید که این افزتیش حقوق طالمانه را اجرا کنید

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *