هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری
- kargozin.com
- مجله کارگزینی, روایت های مدیریتی, مطالب اختصاصی
هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری
هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری/ کارمندان دونپایه، بزرگانی پشت میزهای کوچک
قسمت دوم – نمره ارزشیابی
دفتر فرمانداری بوی مبلمان چرم نو و ادکلن گران میداد. فرماندار، مردی شصتوپنج ساله با سبیلهای جوگندمی، کنار پنجره ایستاده بود و باران ریز پاییزی را نگاه میکرد که روی آسفالت حیاط خلوت فرمانداری نقش میبست. استاندار، زنی جوانتر با مانتویی طوسی و عینکی فلزی که همیشه روی پل بینیاش جابجا میشد، پشت میز نشسته بود و فهرستی از نمرات ارزشیابی را دوره میکرد.
موضوع جلسه، دکتر سهیلی بود. مدیرکل یکی از دستگاههای اجرایی استان که با یک تماس تلفنی از تهران و حکمی از دفتر یکی از نمایندگان، روی صندلی ریاست نشسته بود؛ بیآنکه حتی یک روز سابقه اجرایی مرتبط داشته باشد. فرماندار همان روز اول، بعد از مراسم معارفه، در همین دفتر به استاندار گفته بود: «این بشر عُرضه راهانداختن یه آبدارخانه رو هم نداره، چه برسه به این ادارهکل. پروژهها رو معطل میکنه، اعتبارات رو جذب نمیکنه، گزارشهاش همیشه ناقصه. باید یه جوری ادبش کنیم.»
استاندار که ذاتاً آدم محتاطتری بود، پرسیده بود: «یعنی چی ادبش کنیم؟ نمیخوایم بیآبروش کنیم که.»
فرماندار همان موقع نقشه را روی کاغذ کشیده بود: «نه خواهر، بیآبرویی نمیخواد. یه تلنگر کافیه. ببین، طبق قانون، یکسوم نمره ارزشیابی مدیران دستگاههای اجرایی دست ماست و دوسوم باقیش هم با یک تلفن به دستگاه حل میشود[1]. ما نمراتش رو میاریم پایین، نزدیک پنجاه درصد. نه اونقدری که بدبخت بشه، نه اونقدری که بیتفاوت بمونه. یه جوری که بفهمه باید خودش رو جمع و جور کنه. طبق بند (5) ماده (4) دستورالعمل ارزیابی عملکرد و بند (3) ماده (48) قانون مدیریت، اگه سه سال متوالی نمرهش زیر پنجاه باشه، میتونیم بفرستیمش بازخریدی. ولی ما که نمیخوایم کارش به اونجا بکشه. فقط یه هشدار جدی.»
استاندار لبخند رضایتی زده بود: «آهان، یه تنبیه کوچیک. طرف بترسه، خودش رو اصلاح کنه، ما هم به هدفمون برسیم. خوبه.»
و اینگونه بود که بازی سه ساله شروع شد. بازیای که قرار بود یک تلنگر ساده باشد، یک هشدار ملایم، یک “ادبکن” کوچک اداری.
سال اول، فرماندار در جلسه کمیته ارزشیابی، با قیافهای حقبهجانب گفته بود: «متأسفانه آقای دکتر در جذب اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای استان، عملکرد ضعیفی داشتند. به نظر بنده، نمره ۵3 درصد منصفانهست.» استاندار نگاهی به عدد انداخت و با خودکار طلاییاش، پای برگه را امضا کرد. دکتر سهیلی همان سال اعتراضی نوشت که جوابی نگرفت.
سال دوم، بهانهاش تأخیر در اجرای مصوبات شورای اداری بود. فرماندار این بار نمره 52 درصد را پیشنهاد داد و گفت: «کمی محکمتر بگیریم، جدیتر بترسه. ولی بازم زیر پنجاه نرفته که خطری براش داشته باشه. درست در مرز هشدار.» استاندار باز هم امضا کرد. دکتر سهیلی اعتراضیه دوم را نوشت و این بار تهدید کرد که به دیوان شکایت میکند، اما کسی تحویلش نگرفت.
سال سوم بود. سه سالی که دکتر سهیلی نه تنها اصلاح نشده بود، بلکه لجوجتر و منزویتر شده بود. فرماندار که دیگر صبرش لبریز شده بود، در آخرین جلسه کمیته، نمره 51 درصد را امضا کرد و گفت: «خب، ما که نخواستیم کار رو به بازخریدی بکشونیم. 51 درصد، یعنی هنوز بالای پنجاه. ولی عملاً بهش میفهمونیم که دیگه ظرفیتش پر شده. یا خودش استعفا میده، یا سال بعد یه فکر اساسی براش میکنیم.»
استاندار، این بار اما کمی مردد، نگاهی به کاغذ انداخت: «برادر، مطمئنی زیادی سخت نگرفتیم؟ 53، 52، 51… یعنی سه ساله داره همین حوالی نوسان میکنه. یه وقت یکی نگه ما تعمد داشتیم…»
فرماندار خندید: «تعمد؟ ما که زیر پنجاهش ندادیم! زیر پنجاه یعنی بازخریدی. ما همیشه بالای خط قرمز موندیم. 53، 52، 51. هیچکدومش اون خطری که میگی رو نداره. این فقط یه تنبیه کوچیکه، یه هشدار. طرف باید قدر این ملاحظهکاری ما رو بدونه.»
پرونده با قید فوریت به سازمان اداری و استخدامی استان[2] ارسال شد. فرماندار و استاندار، هر دو مطمئن بودند که کارشان در چهارچوب قانون، حسابشده و حرفهای بوده. یک تنبیه کوچک. یک ادبکن ملایم.
اما طوفان، از جایی شروع شد که هیچکس انتظارش را نداشت. دکتر سهیلی که حالا دیگر گوشش تیز شده بود، یک وکیل چیرهدست اداری گرفته بود؛ وکیلی به نام آقای منصوری، مردی لاغر با موهای سفید و چشمانی که همیشه نیمهباز بودند انگار که خوابآلود باشند، اما در حقیقت هیچ چیز از نگاهشان پنهان نمیماند. منصوری خودش سالها به عنوان کارمندی در واحد حقوقی تجارب زیادی کسب کرده بود ولیکن از قضای روزگار با قبولی در وکالت عطای کارمندی را به لقائش بخشیده بود.
جلسهای اضطراری در استانداری تشکیل شد. فرماندار با همان غرور همیشگی پشت میز نشسته بود. استاندار، این بار ساکتتر و رنگپریدهتر از همیشه، کنارش جا گرفته بود. آقای منصوری با کت و شلواری سورمهای و کیف چرمی کهنهاش، روبرویشان نشست. دکتر سهیلی هم کنارش بود؛ مردی میانسال با موهای کمپشت و چهرهای که سه سال تحقیر و فشار اداری را میشد خط به خط روی پیشانیاش خواند. اما امروز، برق عجیبی در چشمانش بود.
فرماندار با همان لحن ریاستی همیشگی شروع کرد: «خب آقای منصوری، بفرمایید چه اعتراضی دارید؟ ما شنیدیم موکلتون قصد شکایت به دیوان رو داره. ولی من صریح عرض کنم، ما همه چیز را در چهارچوب قانون انجام دادهایم. نمرات در کمیته ارزشیابی با رأی اکثریت تصویب شده. اعتراضات هم… خب، شاید یک مقدار دیر رسیدگی شده، ولی ما تخلفی مرتکب نشدیم.»
منصوری لبخند آرامی زد. لبخندی که فقط گوشه لبهایش را تکان داد و چشمان نیمهبازش را باریکتر کرد. دستش را برد داخل کیف و یک برگه کاغذ بیرون آورد؛ کاغذی که انگار از گنجهای مخفی بیرون آمده باشد.
«جناب فرماندار، سرکار خانم استاندار، بنده اول از همه باید از شما تشکر کنم. بله، تشکر!»
فرماندار ابروهایش را در هم کشید: «تشکر؟ بابت چی؟»
منصوری کاغذ را روی میز گذاشت. همه نگاهها به تاریخ[3] بالای آن خیره شد: 1397.11.30.
«تشکر بابت اینکه اینقدر دقیق و وسواسگونه، نمرات موکل من را در همان حوالی پنجاه درصد نگه داشتید. 53، 52، 51. واقعاً هنر میخواهد این همه مراقبت که نمره، نه زیادی بالا برود، نه زیادی پایین. شما میخواستید یک هشدار بدهید، یک تنبیه کوچک، یک “ادبکن ملایم”. درست میگویم؟»
فرماندار و استاندار نگاهی به هم انداختند. حرف منصوری دقیقاً همان چیزی بود که آنها در خفا به هم میگفتند. منصوری ادامه داد:
«اما افسوس که شما یک برگه را ندیده بودید. یا بهتر بگویم، نخوانده بودید و این برگه نخوانده، امروز تبدیل به شمشیری شده که بالای سر خودتان است.»
منصوری انگشتش را روی کاغذ گذاشت: «ببینید جناب فرماندار. شما در تمام این سه سال، ذهنتان متمرکز بر ماده (5) دستورالعمل اجرایی ارزیابی عملکرد مصوب ۱۳۹۰ بوده که صحبت از نمره زیر ۵۰ درصد برای بازخریدی میکند. برای همین هم نمرات را با وسواس در مرز پنجاه نگه داشتید. نه زیرش، نه بالاش. یک تعادل وحشتناک. اما یک اتفاق بسیار مهم در تاریخ 1397.11.28 افتاد که شما از آن بیخبر بودید.»
اصلاح ماده (1) آییننامه اجرایی بند (1) ماده (48) قانون مدیریت خدمات کشوری، مصوب هیأت وزیران
این اصلاحیه، آن سقف ۵۰ درصد را رسماً به ۷۰ درصد افزایش داد.
سکوتی سنگین اتاق را پر کرد. فرماندار نگاهی به استاندار انداخت. استاندار که رنگش مثل کاغذ سفید شده بود، عینکش را جابجا کرد و کاغذ را با دستهایی لرزان از روی میز برداشت. منصوری مثل معلمی که برای شاگردان تنبلش درس را دوباره توضیح میدهد، با لحنی شمرده ادامه داد:
«ببینید، ماجرا از این قرار است. شما فکر میکردید خط قرمز بازخریدی، ۵۰ درصد است. برای همین هم نمرات را دادید 53، 52، 51. نمراتی که در مرز پنجاه در نوسانند. یک تنبیه ملایم، یک هشدار جدی اما نه کشنده. درست است؟ ولی اشتباه شما اینجاست که مصوبه هیئت محترم دولت در سال ۱۳۹۷، خط قرمز را از ۵۰ درصد برده به ۷۰ درصد. حالا حسابش ساده است: 53 درصد زیر ۷۰ است. 52 درصد زیر ۷۰ است. 51 درصد زیر ۷۰ است. نمرهای که شما به قصد تنبیه ملایم دادید، در چارچوب قانون جدید، یک فاجعه تمامعیار برای موکل من است!»
فرماندار که حالا عرق روی پیشانیاش نشسته بود، سعی کرد چیزی بگوید: «اما… ما که نمیدانستیم… ما قصدمان فقط…»
منصوری دستش را بلند کرد و حرفش را قطع کرد: «قصدتان فقط یک هشدار بود. یک ادبکن. یک “بترس و خودت را جمع کن”. میفهمم. ولی ببینید چه اتفاقی افتاده. شما با این نمرات 53 و 52 و 51، ناخواسته و از سر بیاطلاعی از اصلاحیه قانون، موکل من را دقیقاً در موقعیتی قرار دادهاید که طبق قانون جدید، مستحق بازخریدی است! یعنی چیزی که شما اصلاً و ابداً نمیخواستید. شما میخواستید یک سیلی بزنید، ولی چون نمیدانستید صورت طرف مقابل شیشهای است، حالا صورتش خرد شده!»
استاندار که تا حالا سکوت کرده بود، با صدایی لرزان گفت: «یعنی شما ادعا میکنید که ما نمرات را…»
منصوری ادامه داد: «من ادعا نمیکنم. اعداد و قانون ادعا میکنند. ببینید، اگر شما از اصلاحیه ۱۳۹۷ خبر داشتید و میدانستید که خط قرمز ۷۰ است، آنوقت نمرات 53 و 52 و 51 معنای دیگری پیدا میکردند. معنای سوءنیت. معنای تخریب هدفمند. معنای کوبیدن یک مدیر تا سرحد نابودی. ولی خوشبختانه برای شما، من میتوانم این را باور کنم که شما واقعاً بیخبر بودید و فقط میخواستید یک تلنگر بزنید. اما این بیخبری، در دادگاه اداری، به دردتان نمیخورد.»
وکیل برگه دیگری از کیفش بیرون کشید: «تازه، این همه ماجرا نیست. طبق بخشنامه شماره ۱۳۰۸۱۸۶ مورخ 1396.05.10 سازمان اداری و استخدامی کشور، موکل من حق داشته به نمرات هر سال اعتراض کند و این اعتراض باید در کمیته تجدیدنظر بیطرف بررسی میشد. شما این حق را از او سلب کردهاید. اعتراضاتش بیپاسخ مانده. این یعنی نقض فرآیند قانونی ارزشیابی و از این بدتر، شما با همین نمرات، عملاً مسیر ارتقای موکل من را هم بستهاید. طبق بند (4) ماده (4) دستورالعمل ارزیابی عملکرد، مدیران میانی برای ارتقا باید در دو سال میانگین ۸۵ درصد بگیرند. همچنین طبق ضوابط نحوه ارتقای کارمندان، اخذ رتبه ارشد ۷۰ درصد، رتبه خبره ۸۰ درصد و رتبه عالی ۹۰ درصد امتیاز ارزشیابی را میخواهد. شما با این نمرات، نه فقط یک هشدار، که حکم اعدام اداری موکل من را امضا کردهاید، آن هم بدون اینکه خودتان بدانید!»
فرماندار دستش را روی پیشانیاش کشید. قطرهای عرق از شقیقهاش پایین غلتید. استاندار، که همیشه مظهر صلابت بود، حالا مثل مجسمهای یخزده، بیحرکت به کاغذ روی میز خیره شده بود.
منصوری آخرین ضربه را زد: «تصورش را بکنید جناب فرماندار. شما سه سال تمام، با دقت و وسواس، نمراتی را کنار هم چیدهاید که فقط یک تلنگر باشد. یک هشدار. یک ادبکن کوچک. اما چون یک بخشنامه را نخوانده بودید، یک اصلاحیه را ندیده بودید، حالا همان نمرات تبدیل به طناب داری شده که قرار است موکل من را اعدام اداری کند و نکته تلختر اینجاست که این شمشیر، هر دو طرف را میبُرد. چون وقتی من در دیوان عدالت اداری اثبات کنم که شما با بیاطلاعی از قانون، چنین بلایی سر یک مدیر آوردهاید، آن وقت این شما هستید که باید پاسخگوی “قصور در انجام وظیفه” و “نظارت ناکارآمد” باشید.»
سکوت، مثل موم گداخته، تمام فضای اتاق را پر کرد. فرماندار که حالا دیگر به نقطه نامعلومی خیره شده بود، آرام گفت: «ما نمیخواستیم… ما فقط خواستیم…»
منصوری حرفش را تمام کرد: «شما فقط خواستید یک تنبیه کوچک کنید. میدانم و این دقیقاً همان چیزی است که ماجرا را تراژیک میکند. چون نمره 50 درصدی که شما برای “ادب کردن” دادید، در قانون جدید، با نمره ۱۰ درصد هیچ فرقی ندارد. هر دو زیر ۷۰ هستند. هر دو به بازخریدی میرسند. تیر شما نه به هدف، که به پای خودتان خورده.»
استاندار، که دیگر تاب سکوت را نداشت، با صدایی گرفته پرسید: «حالا چه پیشنهادی دارید آقای منصوری؟ ما که نمیتوانیم این پرونده را…»
منصوری لبخند آرامش را دوباره نشاند روی لبهایش: «پیشنهاد من این است که همین امروز، قبل از اینکه این پرونده به دیوان برود، بنشینیم و یک مصالحه آبرومندانه بکنیم. نمرات سه سال قبل، با حضور یک داور بیطرف، اصلاح شوند. اعتراضات موکل من رسیدگی و در سابقهاش ثبت شوند. مسیر ارتقایش باز شود و البته، خسارت معنوی این سه سال فشار و تحقیر هم جبران گردد. ما دنبال انتقام نیستیم. موکل من فقط میخواهد با آبرو و حقوق کامل، سر کارش بماند و کارش را بکند.»
فرماندار و استاندار نگاهی به هم انداختند. فرماندار که دیگر از آن غرور اولیه خبری نبود، سری تکان داد و با صدایی گرفته گفت: «بسیار خوب. ما قبول میکنیم. بنشینیم و این غائله را ختم به خیر کنیم.»
و اینگونه بود که نقشه سه ساله “ادب کردن”، در یک صبح بارانی پاییزی، مثل خانهای از ورق فرو ریخت. تیری که با نیت هشدار رها شده بود، به خاطر یک اصلاحیه نخوانده و یک بخشنامه ندیده، کمانه کرد و زخمی عمیق بر پیکر اعتبار فرمانداری و استانداری گذاشت. فرماندار وقتی از کنار پنجره به حیاط خلوت نگاه میکرد، زیر لب برای خودش زمزمه کرد: «میخواستیم یه سیلی بزنیم… نمیدونستیم دستمون سنگه…»
[1] نمرات اعلامی، نمرات تجمیعی در ستاد سازمانی است که فرد را منصوب کرده و شامل دوسوم تاثیر نمره دستگاه و یک سوم تاثیر استانداری و فرمانداری است.
[2] منظور از اداری و استخدامی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان میباشد. غالباً مدیران سیاسی برخلاف مدیران حرفهای از واژگان و مفاهیم کلی در گفتگوها استفاده میکنند.
[3] منصوری در متن به تاریخ ۱۳۹۷.۱۱.۳۰ اشاره میکند یعنی تاریخ ابلاغ مصوبهای که هیئت وزیران در جلسه مورخ ۱۳۹۷.۱۱.۲۸ آن را برگزار کردند.
روایتهای مدیریتی منتشرشده در سایت مجله کارگزینی، زاییده ذهن و قلم نویسندگان این مجله است و در راستای اعتلای دانش اداری و مدیریتی مخاطبان، با رویکردی تحلیلی و آموزشی نگارش میشود. بدیهی است هرگونه تشابه احتمالی با اشخاص، نهادها یا رویدادهای واقعی، صرفاً اتفاقی است.
موضوع: نمره ارزشیابی و تأثیر اصلاح حداقل امتیاز آن از ۵۰ به ۷۰ درصد مجموع امتیاز ۱. قانون مدیریت خدمات کشوری (ماده ۴۸ و بند ۳ آن): ماده ۴۸ این قانون، نظام ارزشیابی کارمندان را با تأکید بر شایستهسالاری و عملکرد واقعی ترسیم نموده است. بند ۳ ماده ۴۸ مقرر میدارد که کارمندانی که بر اساس نتایج ارزشیابی، نتوانند استانداردهای لازم را احراز کنند، ممکن است مشمول تصمیماتی از جمله بازخریدی گردند. ۲. دستورالعمل اجرايي ارزيابي عملكرد كارمندان مصوب 1390,05,22 با اصلاحات و الحاقات بعدي:
تعیین حداقل امتیاز 50 درصدی از مجموع امتیاز در ماده (1) این اصلاحیه بسیار مهم، سقف نمره مذکور در ماده ۱ آییننامه را از ۵۰ درصد به ۷۰ درصد افزایش داده است. بر اساس این اصلاحیه، کارمندی میتواند بازخرید شود که شرایط بازنشستگی نداشته باشد و حداقل ۷۰ درصد کل امتیازات ارزشیابی را کسب ننماید. ۵. ضوابط نحوه ارتقاي كارمندان در طبقات و رتبههاي جدول حق شغل مصوب 1389,06,15 با اصلاحات و الحاقات بعدي: این ضوابط، حداقل نمرات ارزشیابی برای ارتقا به رتبههای مختلف را به شرح زیر تعیین کرده است:
۶. بخشنامه شماره ۱۳۰۸۱۸۶ مورخ 1396.05.10 سازمان اداری و استخدامی کشور: فرازهای پایانی این بخشنامه {دستورالعمل اجرایی فرآیند ارزشیابی عملکرد مدیران و کارمندان رسمی و پیمانی و کارکنان قراردادی مشمول ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری}، حق اعتراض کارمندان به نمرات ارزشیابی خود و لزوم رسیدگی به این اعتراضات در یک کمیته تجدیدنظر بیطرف را مورد تأکید قرار میدهد. عدم رسیدگی به اعتراضات، نقض فرآیند قانونی ارزشیابی محسوب میشود. 7.حد نصاب امتیاز ارزشیابی برای تمدید قرارداد سالانه کارمندان قراردادی و پیمانی: بر اساس فراز پایانی ماده (1) بخشنامه شماره ۱۳۰۸۱۸۶ مورخ 1396.05.10 سازمان اداری و استخدامی کشور حد نصاب مقرر در ارزشیابی سالانه برای مدیران و کارمندان رسمی عبارت از کسب حداقل ۵۰ امتیاز از مجموع ۱۰۰ امتیاز فرم ارزشیابی می باشد (موضوع ماده (۱) آیین نامه اجرایی بند (۳) ماده (۴۸) قانون مدیریت خدمات کشوری که به 70 درصد امتیاز افزایش پیدا کرد). حد نصاب مقرر در ارزشیابی عملکرد سالانه برای کارمندان پیمانی و کارکنان قراردادی حداقل ۷۰ امتیاز از مجموع ۱۰۰ امتیاز فرم ارزشیابی می باشد.
|
اینستاگرام مجله کارگزینی
https://www.instagram.com/sayah.shahdi/?hl=fa
تلگرام مجله کارگزینی
بله مجله کارگزینی
https://ble.ir/join/FpdUJWJ3av
ایتا مجله کارگزینی
هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی
هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینیهشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینیهشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی
هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی
هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی هشدار کوچک، فاجعه بزرگ در ماجرای یک ارزشیابی اداری 1405 مجله کارگزینی

61 نظر
بابا مسخره ها
نیروهای نظامی نابود گردید
پدیده زیر میزی عامل اصلی ورشکستگی وزارت بهداشت وکسر بودجه سازمان های تابعه
پدیده فاجعه بار زیر میزی درایران جدای از منظر بیماران اگر دید مالیات به آن نگا کنیم می بینیم هرسال درمجموع مبلغ سربه فلک کشیده ومبالغ نجومی تحت عنوان زیرمیزی از بیماران گرفته می شود که حتی یک ریال ازآن به اداره مالیات ویا خزانه وزرات بهداشت وارد نمی شود ومسقیم به جیب جراح وارد می شود درحالیکه درآلمان بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از درآمد جراحان به اداره مالیات کشور تعلق می گیرد حال عجیب است که چرا نماینده های مجلس جلوی این فاجعه تاریخی واختلاس تاریخی را نمی گیرند یعنی نباید درپدیده زیر میزی فقط بیماران شاکی باشند بلکه مسولین بیت المال مردم ومسئولین بودجه مجلس شکایت وجلوی اینکار را بگیرند. سال قبل جراحان آلمان ۹۷۷ همت مالیات پرداخت کردند وجراحان ایران وپزشکان فقط ۳ همت مالیات پرداخت کردند حال به حجم سرسام آور فرار مالیاتی جراحان درایران توجه کنید وببینید که علت کسر بودجه ونبود بودجه برای بازی سازی مراکز درمانی ونبود بودجه زیرساخت ازکجامنشا می گیرد.
سلام طبق هرسال حقوق خا با کش وقوس مجلس دولت نماینده کارگر کارفرما و..با خیلی کمتراز تورم افزایش وجالب است درخصوص باز نشستگان چون اکثرا اولاد داخل منزل یا ندارند یا تعداد کم بیشتر عروس داماد نوه اینها دارند میایدحق اولاد افزایش چشمگیر می دهند امان از دست کسانی که خودشان دراصل کلاه سر خودشان میزارند به گفته آشیخ غلام رضایزدی ای مغازه دارها مواظب باشید مشتری ها کلاه سرتان نگذارند
ریدددددددددییییییییینننننننن
بسه دیگه
سلام تشکر آقا از شما.. کاش واقعیت را میگفتی و سواد کافی داشتی بازنشسته ای که اولاد مجرد داشته باشه و دختر باشه حق اولاد میدن نه اولادی که ازدواج کرده ..ویا اینکه پسر مجرد داشته باشه و دانشجو باشه ..
خدایا یا مارا ازدست اینا نجات بده…یا مرگ زود هنگام نصیبمان کن
وقتی نه دولت و نه مجلس بفکر بازنشستگان نیست تنها راهمان این است که خودمان را جلو پاستور یا مجلس آتش بزنیم که بیشتر از این شرمنده زن و بچه و عروس و داماد و نوه نباشیم. با عذر خواهی چیزی به کسی نمیدن
خداوکیلی دارین سر کی کلاه میذارین
دستمزد کارگران سال ۱۴۰۵
۲۴ میلیون میشه ، آخه همین الان در سال ۱۴۰۴ با ماهی 50 میلیون یک مرد خانواده چهار نفره راه ببره و شکم شون سیر کنه
در عرض دو ماه طلا از 7 میلیون شده 15 میلیون گرمی
و دستمزد کارگر همون ۷۰۰ تومن روزی بوده همونه
چرا وقتی اسم گرونی میاد همه اجناس و پوشاک و خوراک ها قیمت میره بالا میگن دلار رفته بالا پس چرا دستمزد نمیره بالا
آخر سال مقدار ناچیزی دستمزد میبرین بالا و مثال هر دلار الان صد تومن باشه سال دیگه میشه صد و پنجاه هزار تومن فقط عدد دستمزد رفته بالا وگرنه هیچ تعقیری نکرده و حتی بیشتر از سال قبل بدبختی زیادتر میشه
چرا دروغ میگین وقتی گوجه فرنگی داخل خراسان برداشت میکنن یا هر چیز دیگه داخل خود ایران تولید یا برداشت میکنن اصلا به دلار ربطی نداره گرون میکنن میگن دلار و طلا گرون شده
چرا یکی نیست بگه دستمزد بالارفته امروز از دیروز چون دلار و طلا کشیده بالا
خخخخخخخ
متاسفم
اگه قراره حقوقهای نجومی ۵۰ درصد افزایش رو با حداقل حقوق بگیرا داشته باشن، همون بهتر که اصلا افزایش حقوق نداشته باشیم، چون با این شرایط شکاف طبقاتی بیشتر از پیش میشه، و این نمونه عدالت در جمهوری اسلامی
سلام طبق هرسال حقوق ها باکش وقوس مجلس دولت نماینده کارگر کارفرما و..با خیلی کمتراز تورم افزایش وجالب است درخصوص باز نشستگان چون اکثرا اولاد داخل منزل یا ندارند یا تعداد کم بیشتر عروس داماد نوه اینها دارند میایدحق اولاد افزایش چشمگیر می دهند امان از دست کسانی که خودشان دراصل کلاه سر خودشان میزارند به گفته آشیخ غلام رضایزدی ای مغازه دارها مواظب باشید مشتری ها کلاه سرتان نگذارند
بخدا قسم با افزایش 50 درصدی هم کفاف نمیده
با این وضع معیشتی مردم و دولت چهاردهم این تورم و گرانی را که به بار آورده ، در سال ۱۴۰۵ کسانی که صد میلیون و کمتر از صد میلیون تومان در آمد داشته باشد یعنی در زیر فقر زندگی میکنند. و قشر کارمندان کارگران وبازنشستگان کشور هم به زیر فقر جامعه اضافه شدند.
آقای پزشکیان سرتو بالا بگیر که کشور را به نابودی کشوندی.
آقای پزشکیان چکارست بهش دستور میدن و این آقا هم مثل بقیه رییس ها دستور رو اجرا میکنند
این آقا کاره ای نیست دستورات رو انجام میده
پزشکیان چکاره است وقتی سیاست نظام بودجه دادن به نهادهای مذهبی بی خاصیت است باید ملت با مالیات خودشون اینا را سیر کنند
چه خوابی برامون دیدید
سلام خدمت همه خوانندگان عزیز
من آمریکایی نیستم و آمریکا رو هم دوست ندارم. من یک ایرانیام و وطنم رو دوست دارم.امیدوارم متهم نشم.به نظر من اگه واحد پول ایران رو دلار اعلام کنند و حقوق همه کارکنان دولت و سایر اقشار رو با دلار محاسبه و تسویه کنند دیگه مشکل تورم نداریم. و بهانهای هم دست بعضیا نیست. اینکه ما میخوایم دلار رو حذف کنیم واحد پول دیگهای رو جایگزین کنیم یک خیال واهی بیشتر نیست. امیدوارم که همه مردم از خواب غفلت بیدار بشند و مسئولین خودشونو به خواب نزنند. اینکه در این واحد ریال اینا چی دیدند میدونم ولی مردم به جز ریدال چیزی ندیدن.
چرا حق اولاد را عایله مندی را طبق قانون جوانی افزایش نمی دید لاشی ها من با ۴ فرزند چه کنم .رهبری حرفی بزن چیزی بگو
دقیقا، باید طبق قانون جوانی جمعیت و حمایت از خانواده حق اولاد و عائله مندی را برای سال ۱۴۰۵ هم به ترتیب ۱۰۰٪ و ۵۰٪ درصد افزایش دهند.
دقیقا،باید طبق قانون جوانی جمعیت و حمایت از خانواده برای سال ۱۴۰۵ هم حق اولاد ۱۰۰٪ و حق عائله مندی ۵۰٪ افزایش یابد.
کارمند یعنی برده دولت
از اینا بعید نیست فردا بگن همین حقوق کمی هم که میدن بگن تورم زاست و باید کم باشه
خیلی بی شرفی خیلی بی وجدانید.خیلی پستی.من و ده همکار داخل اداره دولتی هستیم حقوق همه بین ۱۵ تومان تا ۲۲ تومان است.این افزایش چه سودی دارد .تمام کارگران و کارمندان در فقر مطلقند.مجلس بی ناموس و دولت بی تدبیر
بخدا قسم با افزایش 50 درصدی هم کفاف نمیده
ای خدا لعنت کند کسانی را که فقط کارمند مظلوم رو که دستش به هیچ جا بند نیست گروگان مسخره بازی های خودشون گرفتند آخه ۲۰ درصد افزایش و پاداش ۷۵۰ هم شد اینقدر پررو شدین که به پاداش ۶۵۰ تومن با ۲۰ درصد ۷۸۰ میشه هم اکتفا نکردین
افزایش حقوق باید متناسب با نرخ تورم باشد اگه غیر ازاین باشد غیر قانونی است ما از نمایندگان مجلس که صدای مردم هستند انتظار داریم در برابر این بی عدالتی و زبان دیگر این ظلم آشکار که دولت دارد در حق قشر حقوق میکند ساکت نباشند واز حق کارمند وکارگران دفاع کنن
مگه سال دیگه هم هستین؟
ای لعنت به این افزایش حقوق
آقایان مسئولین محترم حقوق کارمندان بهزیستی جوابگوی یک هفته خانوادهاشون نیست و حقوق کارمندان مدت ۵ سال است از سایر ادارات کشور جامانده و تمام ادارات در نیمه دوم سال ۲۰ درصد افزایشی داشتن در طول این ۵ سال و نیروی نظامی هم افزایشی داشتن چه آشکارا یا چه مخفی ۲۰درصد فوق العاده خاص برای کارکنان بهزیستی سراسر کشور می خواستن افزایش بدن باز نمایندگان مجلس این طرح همگانی کردن که بار مالی داشت و این فوق العاده خاص کارکنان بهزیستی بدبخت را با سایر ادارات گره زدن که باز نا موفق گردید بعد هم میگن اگر بالای ۲۰ درصد تورم زاست مگر همه ادارات حقوقشون بالای ۵۰ میلیون نیست فقط برای ما تورم زاست
کجا نظامی ها نیمه دوم افزایش داشتن چرت و پرت نگو حقوقمون ریده
متاسفانه این افزایش حقوق ۲۰ درصدی هبچ تناسبی با تورم اقتصادی ندارد و کارکنان دولت بویژه در برخی دستگاههای اجرایی شدیدا آسیب خواهند دید
آقای وزیر کار کارگران بازنشستگان برای امسال 1404
برای حق حقوق بازنشسته تامین اجتماعی چه لطفی برای ما چه کردند
،، و مسئولان سازمان تامین اجتماعی کشور
برای بازنشستگان نسبت به حق حقوق ما چکار کردند
وحالا جلسه در سال 1405 گذاشتین برای بازنشستگان ،،،،،،،
تورم و گرانی بی اندازه و بدون کنترل،
اندازه گیری حقوق صادرکردین
که همه حقوق ما چقدر باشد
با درنظرگرفتن اجاره مسکن و پول مصرفی
برق آب گاز و غيره 5 برابری برای بازنشسته ها که دولت بزور و اجبار میگیرد
و ناترازی های دولت رو از جیب مردم میگیرید
و گرنه بازنشستگان با قحطی مواجه هستیم
و جای تاسف است،
آه این مردم گریبان شما را میگیرد
تا دیر نشده کاری بکنید
دولتمردان بخصوص مجلسی ها باید خجالت بکشند که نمی کشند البته جیباشون پره که این تورم کمرشکن احساس نمیکنند خودشان درجریان هستندکه بااین افزایش ها کارمندان وبازنشستگان درحال زنده ماندن هستندنه زندگی وقتی تورم 64درصدی توکشور اتفاق افتاده باافزایش 20درصدیر44درصد عقب هستندحقوق بگیران لذا احتیاج به هیچ توضیحی نیست تازه اگربتوانند تورم نگه دارند که صددرصد باافزایش حقوق توبازار قشقرق راه خواهد افتاد که تورم میره به 80درصد بدبخت مردم ایران که بااین مجلس پویا طرف هستند هرروز باید منتظر یه اتفاق جدید باید باشیم انقدر جامعه ایران در تلاطم هست که تصمیم گیری برای همه دشوارشده ثبات قیمت وجود ندارد خدا مگه بداادمردم وکشورمان برسدچون مسئولین لایقی درراس قدرت وجود ندارد
با سلام
خدمت آقایان که در مورد حقوق بازنشستگان لشگری تصمیم می گیرند عرض میکنم واقعا فکر می کنید تمام بازنشستگان مثل خودتون دارای چندین شرکت و کارخانه هستند ویا چندین مستاجر دارند ماهیانه ۵۰۰میلیون در آمد دارند نخیر آقایان تمام بازنشستگان رزمنده و جانباز و سينه سوخته انقلاب بوده وهستند
در تمام صحنه ها حاضر از طرفی هم از اهل و عيال خانواده شرمنده حقوقی که من دریافت می کنم روز دهم ماه تمام می شود نوه دارم عروس داماد دارم فرزند مجرد دارم صورتم را باسیلی سرخ میکنم کسی به فکر ما نیست مطمعن باشید خون
شهدا پایتان را می گیرد اینقدر وعده دروغ در تلویزیون و روز نامه ها ندهید هر کسی که باعث این وضعیت است خدا لعنت کند خدا ازش نگذرد ماها بودیم که از اول انقلاب سختی ها تحمل کردیم شماها به مال و رفاه رسیدید
از زمان انقلاب دائما هر چقدر تورم بوده نصف
آن به حقوق ودستمزد اضافه شده و ملت را به بی ارزشی فقط برای رای دادن در نظر گرفتید و منابع و حق قانونی ملت را به تحت عنوان کمک به اجنبی ها پرداختی و تا بحال هم برای ملت هیچ سودی که نداشته اکثرا دست از اعتقادات
که موجب بدبختی شده همه نفرین به عوامل
که نادانسته مثل ما انقلاب کردیم وشما میکنند
اگر در بین ملت باشید و گر نه خودیها مشکلی ندارن مثل لاریجانی ها و شاهرودی و صدیقی ها
بنده سال ۷۸ با حقوقم میتونستم یه سکه بخرم و ۱۰ درصد حقوقم هم اضافه نیومد یعنی الآن باید ۱۶۰ میلیون بگیرم در حالیکه بیست تومن میگیرم تازه اون موقع سه سال سابقه کار داشتم و الآن دارم بازنشسته میشم،خدا خوار کنه خودش و بچه هاشونو اونایی که مارو خوار کردند.
شماواقایان حرفهای قشنگ زیاد میگن ولی صبح از خواب پا میشن یادشون میره ماها بچه نوه اجاره خونه با این حقوق خدای خودتون میتونی زندگی کنید حداقل ما را هم راهنمای کنی ممنون
سلام به جناب آقای دکتر پزشکیان ، آقای ریس جمهور که با رای تمامی حقوق بگیران اومدین در راس ریاست جمهوری شما الان دو سال هست که با تصمیم شجاعانه مزد سالانه حقوق بگیران بی چاره در این سرزمین میگیرید ، طی این دوسال بغیر از بی چارکی و شرمندگی هیچ شامل حقوق بگیران نشده ، آقای پزشکیان بنظر شما با ماهی 25 میلیون حقوق میشه تا پنچ روز زندگی کرد توی ایران اینم با تورم 65 درصدی به والله نمیشه میدونم که شما احساس شرمندگی جلوی خانواده ندارید اینم با انگشت و مهر حقوق بگیران از شرمندگی الان شما جلوگیری شد ، آقای پزشکیان به خون شهیدان وطنم با 20 درصد افزایش برای کلیه مزد بگیر اعم از بازنشستگان و کارکنان زندگی اینها هیچ تغییر و تحول ایجاد نمیشه ، واقعا موقع تصمیم برای کارمندان و بازنشستگان با وضعیت فعلی کشور جلو برید ، شما خودتان دارید ملت را به خیابان دعوت میکنید آقای ریس جمهور ، شما باید فکر آبروی کشور باشید ، باتشکر فراوان
بنده کارمند علوم پزشکی مشهد هستم و از سهمیه ایثارگران از قرار داد به ریمی دائمی تبدیل وضعیت شدیم از طرف همه کارمندان علوم پزشکی و حقوق ما نصف شده به جایی اینکه بهتر بشه و با حقوق ماهی 12 میلیون در ماه همکاران دارند سر می کنند ،باور کنید هیچ کسی راضی نیست تو این وضعیت باشه ،هیچ کس هم جواب گو نیست با بت این نام عدالتی
تورم 50درصدی وافزایش حقوق 20درصدی عقلانی نیست
باسلام بنده معلم بازنشسته هستم برای تامین خرج خانواده ام دریک دامداری کارمی کنم یعنی اخرعمری شدم گاوچران به تمام معنی به برکت سرجمهوری اسلامی تازه دهک ۷هستم خدایاحق مارابگیر
الان با این تورم حداقل حقوقی که میشه تا حدی زندگی رو گذروند هشتاد تومنه نه بیست تومن مسئولین بی لیاقت و ناکارآمد کمر مردم داره میشکنه دارید چه غلطی میکنید؟
به خدا فقط شرمندگی ما مونده برای خانواده هامون جوونی بچه هامون داره به حسرت میگذره
شوربختانه، مسئولی وجود ندارد!!!! 😏
بدبختانه، مردم از مسئولان بدتر !!!!! 🤨
متاسفانه، این است زندگی فلاکت بار در ایران بی نظیر ما
که همه جوره به یغما رفت!!!!!!!!!!!!!!🥺
حقوق 24تومان اگه خدایی نکرده 50درصد هم افزایش پیدا کنه میشه 36تومان 7توما بابت بیمهو… میره میمونه حلال یه مسلمون بگه با ماهی 25تومان تواین مملکت آدم میتونه زندگی کنه
این مقدار زیاد برای کارمندان یه ده درصد بدین به اقازاده ها در خارج زندگی راحت داشته باشند در مملکت ما کارمندان رعیت هستند حقمون همانست بزرگان که فرزندان در خارج ریخت و پاش می کنند وپدرانشان حکمرانی می کنند حقمون همین و بس
باسلام . بازنشسگان محترم خودتونو خسته نکنیدهرچی بگید مسل اینکه یاسین به گوش …….. میخونید تقصیر ما مردمه که به اینها رای دادیم فکر میکنند خودشون لیاقت این سمت را داشتند ولی با رای مردم افتادن به جمع آوری سروت وخون مردم و به شیشه کردن دوزاری های تازه به دورن رسیده
آیا برادرانی که در مجلس و دولت تصمیم میگیرند به یخچال مردم نگاه کردند و خجالت نمیکشن ما تورم لحظه به لحظه داریم تورم با سرعت نور پیش میرود اما افزایش حقوق با سرعت مورچه بابا انصاف داشته باشید اگر بلد نیستید اجازه بدهید کشور خودش مثل بعد شهادت رئیس جمهور که ۵۰ روز کشور بدون رئیس جمهور بود همه چیز آرام شده بود حتی دلار داشت پائین می آمد اداره بشود
نمیدونم چرا این ها با ارقام بازی میکنند تا مردم حق خود خبر دار نشن. افزایش حقوق با عیدی 25% یعنی چی؟ خب راحت بگو 20% درصد
جالبه ! تورم ۳۰۰ درصدی و افزایش حقوق ۲۰ درصدی
عملا قدرت خرید به یک سوم سال قبل کاهش می یابد .
وقتی خود دولت خلاف قانون عمل میکنه چه توقعی از بقیه میره، مجلس تصویب کرده به میزان تورم سالانه حقوق افزایش پیدا کند ولی دولت غیرقانونی به این قانون تن نمیده
متاسفانه ذهن ها حول کم بودن درصد افزایش حقوق است.
بدون اینکه توجه داشته باشیم، با افزایش ۲ درصد مالیات بر ارزش افزوده ، عملا تمام ۲۰ درصد حقوق افزایشی در خرید کالاهای مصرفی( به عنوان مالیات بر ارزش افزوده) مجددا به خزانه باز می گردد و سهم مردم از این افزایش حقوق صفر خواهد شد.
ضمن اینکه ، با مشمول ارزش افزوده شدن تمام کسبه با فروش بالای ۱۴ میلیارد و از سوی دیگر سخت گیری در پذیرش اعتبار مالیاتی بدون اصلاح ساختارهای سنتی غیر قابل گذر عملا سیاست های مالیاتی با سخت گیری بر فروشندگان کالا موجب تورم مضاعف پنهان شده و میشود.
مدیرانی که ابقاء خود را در افزایش وصولی می بینند نه افزایش رفاه اجتماعی بستر ساز مشکلات ریشه ای هستند که هزینه آن غیر قابل جبران است.
دولت آقای پزشکیان در سطح وزرا تغییر کرد ولی عملا معاونین و مشاورین همان افراد گذشته اند. یا در دستگاه ها جابجا شده اند.
رئیس سازمان مالیاتی آقای سبحانی، معاون توسعه وزارت اقتصاد آقای خواجه نائینی، معاون توسعه سازمان مالیاتی آقای فردوسب ، یا جابجایی معاون سابق توسعه وزارت اقتصاد آقای سلمانی از این دستگاه به آن دستگاه تا سازمان امور استخدامی به عنوان مستندی بر این مطلب است که ما شاهد تغییر فرماندهی در وزارتخانه ها بودیم نه تغییر رویکرد واقعی مثبت به سمت گامی جدید.
و صد البته دلایل عدم ورود وزرای جدید از حیث عدم تمایل یا عدم داشتن قدرت و اجازه لازم قابل تامل و به نوعی تعجب بر انگیز و مایه تاسف است.
………………
این مطلب در مورد وزارت اقتصاد به عنوان وزارت مادر بیان شد تا الگوی مستندی از عدم امید به رویکرد اقتصادی با این روند یادآور شود بلکه سایه های احتمالی قدرت های پنهان که مانع این تغییرات هستند بدانند مردم می فهمند و خوب هم می فهمند.
آیا با افزایش نرخ ارزش افزوده سهم افزایش حقوق مجددا در قالب مالیات بر کالای مصرفی از جیب مردم برداشته نمیشود؟
خسته نباشید با این اضافه کردنتون افتادیم به کدهای قوانین کار سن ششصد سال بود که اضافه کردید تمام وزیران ومجلیسیها بالای هفتاد سال سن دارند دو برابر شاغلین حقوق میگیرن بسه دیگه دزدی
اقایان اقتصادی دولت مدعی هستند ک افزایش حقوق باعث تورم میشه.سال ۱۴۰۴ ک ۲۰ درصد افزایش حقوق داشتیم پس چرا تورم وحشیانه بالا رفت و میرود؟یا دولت باید برای عموم مشاغل تکلیف تعیین کند ک چقدر دستمزد خودرا افزایش دهند یا کارمندان را هم مانند مشاغل بازاری و فنی دستمزدشان را ۱۰۰ درصد افزایش دهند.چرا من کارمند باید ماهی ۲۰ تومن بگیرم ولی ی مکانیک ی تراشکار ی تعمیر کار لوازم خانگی وووووووبیسواد برای نیم ساعت کار حداقل ۲میلیون دستمزد میگیره.یا دولت دستمزد همه را مثل کارمند تعیین کنه یا حقوق کارمند را ۱۰۰ درصد افزایش داده و پول مورد نیاز این افزایش را از بازاری ها و درامد بالا ها و دستمزد بالاها باید بگیره .کارمند چرا باید به بازاریها ومشاغل خصوصی و فنی با درامد بالا خدمت ارزان بده .باید عین خودشان از انها دولت هزینه بگیره و به کارمندش پرداخت کنه
این براساس حقوق های نجومی خودشون هست نه ما کارگرها اگر بخوان مثل رسمی ها باشیم این نظام مافیایی ضرر سنگین میکنه حقوق رسمی زیر 120 میلیون نیست منظور شغل های صنعتی هست نیروها پیمانکاری همیشه کمترین اداره کاری رو میگیرن که دستشون تو یه کاسه هست اخراج نمی زنن که طرف دستش بجایی بند نباشه فقط میزنن عدم نیاز
اگر قانون جوانی جنعیت را اجرا نمیکنید لا اقل مسعولان عالیی نظام هی واق واق نکنند ک جمعیتت پیر شده بچه بیارید . من با ۵ سر عایله چه کنم اشگ تبریز
سلام بر کسانی که حق را اجرا میکنند نه کسانی که لقلقه زبانشان است برای سوار شدن روی دوش کارگر این قشر زحمتکش خواهشاً ریال را حذف مزد کارگر را نسبت به هر کشوری میفروشید حساب کنید
افزایش حقوق ۲۰ درصد است ،
تورم افسار گسیخته ۵۰۰ درصد است ،
دخل و خرج با هم جور نیستند .
اینها ملت مملکت را به لبه پرتگاه نابود کننده میبرند جیبهای خودشان را پر پول ثروت و جیب مردم بدبخت را خالی میکنند بنام دین و مذهب
سلام
از یکسال پیش تاکنون قیمت دلار و سایر ارزها تقریباً دو برابر شده و همچنان سرکش در حال افزایش است. این بدین معنی است که ارزش پول ما نصف شده بنابراین با افزایش ۱۰۰ درصدی هم مشکل معیشت کارکنان و بازنشستگان همچنان پابرجاست.
ای کاش نمایندگان ۱۰ درصدی و … اینقدر که بر افزایش حقوق ها مقاومت می کنند عرضه ایستادگی در برابر کاهش ارزش پول داشتند شاید کمی از آبروی از دست رفته شأن را بازیابند. هیهات ……
rjayyjlal71@gmail.com
باسلام بنده در مهرماه با ۳۰ سال سابقه درارتش با ۲۵دریافتی بازنشسته شدم بعد دوماه دیافتی که برای من ریختن ۱۲ ملیون هست ۳۰ سال درتعاونی مسکن عضوبووم هیچ تسهیلاتی دریافت نکردم برای وام ودیع مسکن مراجع کردم میگن یکساا دیگه نوبتت میشه پاواش پایان خدمت هم میگن معلوم نیست این ۵۰۰ تومن و که میخوان بدن خدایش این حق ۳۰ سال خدمت در ارتش ۶ سال جنوب ۵ ستل تبریزمن با این ۱۲تومن عروس دارم خونه ام ندارم به و الله ندارم این حق ماست یکاری میکنن ارتشی ها بشن مثل ارتش سوریه وقتی دل سرد بشن همون میشه
وقتی که ملت در فقر غوطه می خوردند ، هرکس بطریقی در فکر خودکشی و فرار از وضع موجود می باشد و از سوی دیگر ثروت این ملت بدبخت را خرج گروههای نیابتی می کنند چه انتظاری میتوان داشت ، بجز نهایت 3% از جمعیت کشور که بطریقی به حاکمیت وصل هستند بقیه از چشم حاکمیت اصلا” آدم به حساب نمی آیند و نان خور اضافه تلقی میگردند که براحتی میتوان جای آنها را با افاغنه ، عراقی ها و … پر کرد و سپس با خیال راحت قرن ها بر این مملکت نفرین شده خدایی کرد ….